تبليغاتX
سفری به درون

از زمان  از زمين از نياز از من به تو

با ياد تنها عزيز از دست رفته زندگي ام

از خاك مي نويسم كه با بي رحمي هر چه تمام از من ربود

كوه

 يار همراهم را

از خاكي كه من وتو از انيم و بر ما نيز رحم نخواهد

 كرد

 

اي كوهي كه با عظمت اجداد ديرينه ما

 مقابلمان قد افراشته اي

چگونه

 بر ما سخت مي گيري در حاليكه تو خود از ما بوده اي

 

 پدران و مادران ما در خود جاي داده اي

و هر ذره از وجودت ياد آور عزيزي ديرينه است

ذره ذره وجودت عشقي است بي پايان

در دل خود چه را پنهان مي كني

چيزي كه من روزي از آن مي گريختم

 درد از چه مي كشي از چيزي كه با آن گذر ايام

 داشته ام

 نه تو خود نمي داني

 من براي ان چه تاوان هايي كه نداده ام

 از براي من نگو چيزي را كه خوب ميدانم

از براي من بگو كه تو خود چه كرده اي

 

؟؟؟؟

+ نوشته شده توسط شقایق در شنبه بیستم بهمن 1386 و ساعت 9:44 بعد از ظهر |


Powered By
BLOGFA.COM






Powered by WebGozar