

یه پنجره یه دیوار با یه قاب یه نقشه یه عکس خیالی یه گلدون خالی
یه قالیچه رو دار قالی مونده هنوز نیمه تموم
یه صدا یه بلبل یه قناری یه کلاغ سیاه
یه عالمه ستاره تو اسمون طوفانی
دو تا چشم یکی اشک یکی خون
یه قلب هزار تیکه یه دل خون خون
دو تا پا یکی برو یکی شل
یه انگشت اشاره به دور دور
یه فریاد بلند و رسا یه زجه شیون کنان
یه کوه بلند بلند یه ساحل بی افق

+ نوشته شده توسط شقایق در سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385 و ساعت
11:19 قبل از ظهر |

