
؟؟کجا؟؟
از مادر که متولد شدم گفتم اومدم یه جای بزرگتر به راه افتادن که رسیدم می خواستم بروم به یه جای بزرگتر حالا که به اینجا رسیدم دعا می کنم برگردم به سر جای اولم درست تاریک بود تنگ بود تنها بودم اما هر چی بود خودم بودم نه حالا که برای ۱دقیقه خودم بودن حیرانم

+ نوشته شده توسط شقایق در سه شنبه شانزدهم مهر 1387 و ساعت
11:6 قبل از ظهر |

